شاید بتوان گفت همواره در بخش قابل توجهی از جامعه که درآمد پایینی دارند نوعی نفرت از ثروتمندان وجود دارد و در قرن اخیر شاهد آن بوده ایم که برخی نهضتهای فکری و سیاسی نه تنها به این مسئله دامن زده اند بلکه این طرز تفکر را عاملی برای رسیدن به اهداف خود قرار داده اند و سوار بر این موج نفرت اهداف سیاسی خود را دنبال کرده اند و میتوان نمونه های متعددی در این زمینه را در فعالیت نهضتهای کمونیستی در برخی کشورهای جهان دید.
حال سوال اساسی اینجاست که آیا ثروتمند بودن بد است؟ اینکه فردی یک اتومبیل بسیار اشرافی و مدرن سوار است و خانه ای بزرگ و زیبا در بهترین نقطه شهر دارد و من یا شما ممکن است فقط در رویا چنین چیزهایی را ببنیم؟ میتوانیم کارگری که تمام روز کار میکند را تصور کنیم که حتی در پرداخت هزینه های سطح زندگی حداقلی خود ناتوان است و از طرفی ثروتمندی که اکثر روزها را به تفریح و مسافرت و خوشگذرانی صرف میکند و شاید بخش ناچیزی از رنج و زحمت کارگر اشاره شده را نکشیده باشد و بعد به این نتیجه برسیم که چرا فقیر و غنی وجود دارد؟ و وجود چنین فرقی را بی عدالتی دانسته و البته از ثروتمندان متنفر شویم. اما در کنار این طرز تفکر می توانیم به این نیزفکر کنیم که فردی که زحمتی برای فراگیری تخصص نکشیده است و یا صاحب هنر و خلاقیت خاصی نیست بایستی با فردی که سالها تحصیل کرده یا فردی خلاق و یا دارای هوش تجاری است میتوانند دو سطح متفاوت از زندگی را تجربه کنند. البته خوب میدانیم که همه ثروتمندان افرادی بی هنر و تماماً در حال تفریح نیستند و البته بخش قابل توجهی از آنها نیز ثروتی بیش از توان و هنر خویش دارند.
در واقع ثروتمند بودن بد نیست به شرطی که ثروت فرد از شیوه ای معقول و بدون فریب مردم، انحصار طلبی، شیوه های ناجوانمردانه مانند احتکار ، رقابت ناسالم و استفاده از رانتهای خاص دولتی ایجاد شده باشد و جالب آنکه این وظیفه حکومتهاست که شرایطی را برای کسب سالم ثروت فراهم کنند و در چنین شرایطی ثروت اندوزی و ثروتمند بودن بد نخواهد بود همچنین در سیستم درست اقتصادی فردی با درآمد بالاتر مشارکت بیشتری در تامین هزینه های دولت از جمله برنامه های حمایتی دولتها از بخش فقیر جامعه خواهد داشت. فردی با درآمد بالاتر مالیات بیشتری پرداخت خواهد کرد و همچنان که در بسیاری از کشورهایی با اقتصاد بازار آزاد مرسوم است قشری که درآمد بالاتری دارد درصد بیشتری از درآمد خود را به عنوان مالیات پرداخت خواهد کرد. همچنین وجود ثروت باعث رونق بیشتر اقتصاد نیز خواهد شد و به عنوان نیروی محرکه ای برای توسعه صنعت و بازار خواهد بود.
با توجه به آنچه که در بالا اشاره شد مقصود آن است که دولتها و دولتمردان نبایستی مردم کم درآمد جامعه را برعلیه ثروتمندان بشورانند یا ثروتمند بودن یا حتی اشرافی زندگی کردن را به عنوان شیوه زندگی ای ناپسند نکوهش کنند و چه بسا بایستی جامعه را تشویق به کسب درآمد بیشتر و استفاده از شیوه های درست تجاری و اقتصادی برای افزایش سطح درآمد و ثروت کرد. وظیفه حکومتها و دولتها نیز ایجاد شرایطی است که فرد یا افرادی با شیوه های نادرست ثروتمند نشوند و در عین حال بستر مناسبی را برای کسب ثروت از طریق شیوه های مناسب برای عموم افراد جامعه فراهم کند.
+
نوشته شده در دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 7:39  توسط علیرضا
|