تبليغاتX
Alireza Shirazi - وبلاگ علیرضا شیرازی
 
 
گوگل باز  (Google Buzz ) یکی از امکانات جدید جیمیل است که با توجه خصیصه های شبکه های اجتماعی و تلفیق آن با سرویس محبوب ایمیل گوگل مورد توجه قرار گرفته است. اما از گوگل بعید بود که امکانات جدید خود را بر پایه یک کپی برداری صرف از یک سایت محبوب به نام فرندفید توسعه دهد. ایده و ساختار و شمایل گوگل باز آنقدر شبیه فرند فید بود که صدای طرفداران گوگل را هم درآورد. به نظر می‌رسد خلاقیت گوگل هم حد و اندازه ای دارد و نباید همیشه از گوگل انتظار کارهای خلاقانه داشت.اما اعتراض به گوگل باز تنها به کپی برداری ایده یک سایت موفق محدود نشده است و در واقع اعتراض بسیاری از کاربران حرفه ای به شیوه پیدا کردن و ایجاد یک شبکه از دوستان در گوگل باز براساس ارتباط ایمیلی یا چت شما با دیگران و به اشتراک گذاری اطلاعات بر اساس همین شبکه از دوستان است. نگاهی به صفجه گوگل باز کاربران راه ساده ای برای فهمیدن آن است  که یک فرد با چه کسانی بیشتر ارتباط (ایمیلی یا چت) داشته است. از طرفی دیگر در بسیار مواقع ارتباط ایمیل صرفاً براساس دوستی نیست و بسیاری ارتباطات کاری خود را نیز از طریق ایمیل خود پیگیری می کنند که در گوگل باز مرزی برای آن مشخص نشده است. البته در گوگل باز امکان بلاک کردن افراد و تعیین دوستان یا مشترکین گوگل باز شما و حتی غیرفعال کردن امکان گوگل باز وجود دارد اما شروع فعالیت گوگل باز بدون توجه به این مسئله عملا یک تهدید برای حریم خصوصی افراد بود بخصوص آنکه باگهای قابل توجهی نیز در این سرویس  کشف شد که به نوعی اطلاعات کاربران را به خطر می انداخت.
آنچه شخصا مرا نگران می کند این است که دسترسی در ایران به  جیمیل در روزهای بحرانی غیر ممکن و سخت می شود (نوعی مسدود سازی دسترسی به سایت توسط مخابرات بدون پیام خاص) حال با توجه به اینکه سایتهایی مشابه گوگل باز مانند فرند فید، تویتر و حتی فیس بوک  به دلایل مشابهی فیلتر شده اند این قضیه میتواند در در مورد گوگل باز هم اتفاق بیافتد و با توجه به تلفیق این سرویس با جیمیل عملا احتمال محدودیت در دسترسی به جیمیل بیشتر می شود. با آنکه به امکاناتی مانند گوگل باز که قبلا آنرا در فرند فید تجربه کرده بودم علاقه مند هستم اما شخصا ترجیح می دهم یک سرویس تخصصی مانند جیمیل در جد همان تعریف اولیه و اصلی خود یعنی یک سرویس ایمیل فعالیت کند.
+ نوشته شده در  شنبه یکم اسفند 1388ساعت 15:36  توسط علیرضا  | 

تهران شهر بزرگی است و مانند هر شهر دیگری محلات متعددی دارد که هر کدام ویژگیهای خاص خود را دارند.محله های تهران با توجه به وسعت این شهر دارای تاریخچه ، آب و هوا و ویژگیهای دیگری هستند که به آنها هویت می دهد.
چیذر و اختیاریه محله با ساکنین مذهبی، الهیه محله ای خوش آب و هوا ، ولنجک با آب و هوای خنک و تمیز،شهرک غرب محله ای نو با معماری جدید، قلهک با پیشینه تاریخی خود،....  این محلات به نوعی بخشی از هویت ساکنین خود نیز هستند چه بسا که تنها با شنیدن نام محله سکونت یک فرد ذهنیتی درباره موقعیت مالی فرد یا خانواده اش داشته باشیم. هم محله ای ها نیز در این هویت با یکدیگر شریکند، آنها همدیگر را بیشتر دوست دارند و به قول معروف هوای همدیگر را دارند.
اما تهران در حال تغییر است، جای جای شهر در حال نوسازی است، خانه های جدیدی ساخته می شوند و شهروندان محله زندگی خود را تغییر داده و ساکن محلات دیگر می شوند و این روند در طول سالهای گذشته هویت محلات تهران را کم رنگ تر کرده است دیگر آنقدر جمعیت محلات زیاد شده و آنقدر ساکنین جدید به هر محله آمده اند که بسیاری از ساکنین هم محله های خود را نمی شناسند. حتی خیابانها و بزرگراههایی که از میان محلات گذشته اند نیز نام محلات را تغییر داده اند. ساکنین شمال و جنوب بزرگراه صدر شاید کمتر از چند متر با یکدیگر فاصله دارند اما علاوه بر آنکه منطقه شهرداری آنها تغییر کرده است نام محله اشان نیز متفاوت شده است و در برخی مناطق تفاوت قیمت خانه در شمال یا جنوب این بزرگراه تا متری دو میلیون تومان نیز می رسد (برای نمون بالا الهیه و پایین حسن آباد زرگنده) و جالب است در سند قدیمی ساکنین این محلات ممکن است خانه آنها در اراضی محله دیگری باشد حال آنکه مرزهای جدید نام و هویت محل سکونت آنها را تغییر داده است.این قضیه در مورد شمال و جنوب یا شرق و غرب بزرگراهها و خیابانهای متعددی در تهران اتفاق افتاده است.حتی محله های جدیدی (حداقل از نظر شهروندان)  نیز شکل گرفته اند برای مثال  اطراف خیابان دستگردی به نام محله ظفر شناخته می شود. حال آنکه شمال آن حسن آباد زرگنده و پایین آن داوودیه است و به نوعی محله ای نو با ساکنین جدید شکل گرفته است. از جردن (خیابان افریقا) نیز میتوان از نمونه معروف دیگر نام برد.
بسیاری از خانه های ویلایی،باغها و زمین های بایر محلات تبدیل به آپارتمانهایی چندین طبقه شده اند و علاوه بر آنکه جمعیت محلات چندین برابر شده ساکنین جدیدی را نیز از محلات یا حتی شهرهای دیگر به این محلات آماده اند و این افزایش واحدهای مسکونی گاهی اوقات ویژگیهای اصلی محل را نیز تغییر داده است. برای مثال محله الهیه یا دروس  زمانی  محله هایی خلوت و میزبان خانه های بزرگ و باغها و باغچه های متعدد بود و امروز نه تنها خبری از این باغها نیست بلکه حتی آپارتمانهای پنجاه متری نیز در این محلات به فروش می رسد و با وجود برجها و مجتمع های مسکونی متعدد دیدن ترافیک سنگین در خیابانهای باریک این محلات عجیب به نظر نمی رسد.
محله های خوش نامی نیز به دلیل موج تغییر کاربری از مسکونی به اداری بسیاری از ویژگیهای مثبت خود را از دست داده و تبدیل به محلاتی شلوغ شده اند که گاهی پیدا کردن یک جای پارک در خیابانهای محل غیر ممکن به نظر میرسد. حتی شهرداری هم به تغییر هویت محلات سرعت داده است. چندی پیش نگاهی به پایگاه محلات تهران داشتم که زیر نظر شهرداری است نام محلات و موقعیت آنها مشخص شده بود و جالب بود که گاهی اوقات مرزهای جدیدی برای محلات مشخص شده بود و حال آنکه حتی ساکنین قدیمی این مناطق تعریف دیگری از مرزهای این محلات دارند و نام برخی محلات نیز به نام روستا یا خیابانی در آن آن محل نامگذاری شده بود و بطور مثال محله فرمانیه اصلا در این فهرست نبود و نام رستم آباد که منطقه کوچکی در بین اختیاریه و فرمانیه است برای منطقه ای که از قدیم به عنوان فرمانیه شناخته می شود بکار رفته بود و مورد مشابه دیگری برای کامرانیه نیز اتفاق افتاده است.
مشاورین املاک و سودجویان بخش مسکن نیز تعاریف جدیدی از مرزبندی محلات ارائه کرده اند و میتوانید دهها مورد از این نوع مرزبندی سودجویانه را در آگهی های بخش نیازمندهای مسکن روزنامه ها ببنید بطوریکه بسیاری از آگهی هایی که تحت عنوان شهرک غرب، فرمانیه و برخی از دیگر محله های خوشنام درج شده اند مربوط به املاکی در محله های اطراف و گاهی با فاصله زیادی از مرزهای محله ذکر شده است.
با توجه به روند کنونی دور از انتظار نیست که در زمانی نه چندان دور محلات کارکرد قدیمی خود را از دست داده و تنها از محلات نامی باقی بماند، نامی که تنها ارزش تاریخی داشته باشد.
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388ساعت 22:11  توسط علیرضا  | 

مایکروسافت در حوزه نرم افزار یک  شرکت کاملاً موفق و  مدل اقتصادی مناسبی در دنیای نرم افزار است. نه تنها در زمینه سیستم عامل بلکه در دیگر زمینه مانند بازیهای کامپیوتری، نرم افزارهای اداری، نرم افزارهای توسعه و... مایکروسافت همواره محصولات چشمگیری عرضه کرده است. شاید در مقایسه با دیگر شرکتهای موفق دنیای نرم افزار مایکروسافت خلاق و مبتکر نبوده اما کیفیت ، پشتیبانی و نحوه عرضه محصولاتش به موفقیت این شرکت کمک زیادی کرده است. از شرکتی با عظمت مایکروسافت انتظار می رود که اینترنت و وب را نیز در نظر داشته و برای پیدا کردن بازارهای جدید و کسب جایگاه برتر تلاش کند اما نگاهی به فعالیتهای مایکروسافت نشان میدهد که این شرکت از نوعی ضعف در درک وب برخوردار بوده است. شاید بزرگترین سایت مایکروسافت برای جلب کاربران اینترنتی سایت MSN بود که چیزی شبیه یاهو بود و اگر پشتیبانی مرورگر این و پیش فرض بودن این سایت برای کاربران ویندوز نبود شاید این سایت موفقیت چندانی نداشت. در سایت MSN خلاقیت و ابتکار خاصی دیده نمی شد و جالب آنکه این سایت حتی بعد از موفقیت اولیه گوگل همچنان نتایج جستجو خود را از شرکت دیگری می گرفت و مدتی طول کشید که مایکروسافت متوجه بازار مالی موتورهای جستجوگر شود و زمانی به این نتیجه رسید که دیگر دیر شده بود. خرید شرکتهای ارائه خدمات جستجو نیز کمکی به این شرکت نکرد و حتی تلاش مایکروسافت و تبلیغ فراوانی که برای ارائه یک جستجوگر جدید راه انداخت نیز نتوانست کاربران وب را راضی کند . گویی نوعی گیجی در مایکروسافت در عرضه موتور جستجوگر دیده می شود . ابتدا آنرا تحت عنوان MSN تبلیغ کرد و سپس با هیاهوی فراوان آنرا Live نامید در حالیکه نتایج جستجو چندان فرقی با MSN نداشت و بعد از اینکه کلی از کاربران خود را از نام MSN به Live هدایت کرد مجددا نام جستجوگر خود را تغییر داد و اینبار آنرا Bing نامید. در واقع مایکروسافت حتی در ارائه یک برند برای جستجو نیز چندان موفق نبوده است چه رسد به نتایج جستجویی که با استقبال مواجه شود.
مایکروسافت در دیگر عرصه ها مانند شبکه های اجتماعی و وبلاگ نویسی نیز اگر چه محصولاتی عرضه کرده ( مانند لایو اسپیس و...) وتوانسته  کاربران زیادی را جلب کند اما در مقایسه با سایتهای موفق (مانند MySpace یا facebook ) عملا موفقیت خاصی نداشته است.
محصولاتی که مایکروسافت برای جلب کاربران وب عرضه کرده بیشتر کپی برداری از سایتهای موفق بوده و گویی مایکروسافت صرفاً تلاش میکند در این بازارها نامی از این شرکت هم باشد تا اینکه اراده قدرتمندی برای رقابت با سایتهای موفق وب در سیاست این شرکت مشاهده شود.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم بهمن 1388ساعت 22:51  توسط علیرضا  | 

واسه من مثل یه خوابه دیدن تو               لحظه ها پرشده از دوست داشتن تو
میشه با تو عاشق همیشه باشم                 با تو هم قصه این ثانیه ها شم
بی تو این ترانه ها چه بی قراره                     بودن و نبودنم فرقی نداره
زندگی وُ با تو وُ عشق تو میخوام              تو نباشی بی تو من همیشه تنهام
میخوام تا ته دنیا با تو باشم                      دوست دارم تو خواب و رویا با تو باشم
توی این شبهای خالی از ستاره                    کاش می شد تو آسمونها با تو باشم
خط بکش روی تمام بی کسی هام               بی تو از این لحظه ها چیزی نمی خوام
من به جز نگاه تو چیزی ندارم                       بی تو از تمام دنیا در فرارم
...
« متن ترانه آهنگی به نام و خواب و رویا از ترانه مکرم با صدای امین نیکو »

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم بهمن 1388ساعت 16:0  توسط علیرضا  | 

من فقط عاشق اینم حرف قلبتو بدونم              الکی بگم جدا شیم تو بگی که نمی تونم
من فقط عاشق اینم بگی از همه بیزاری           دو سه روز پیدام نشه تا ببنیم چه حالی داری
من فقط عاشق اینم عمری از خدا بگیرم           اینقدر زنده بمونم تا به جای تو بمیرم
من فقط عاشق اینم روزایی که با تو تنهام        کار و بار زندگیمو بزارم برای فردام
من فقط عاشق اینم وقتی از همه کلافم          بشینم یه گوشه‌ی دنج موهای تو رو ببافم
عاشق اون لحظه ام که پشت پنجره بشینم     حواست به من نباشه دزدکی تو رو ببینم
...


منم فقط عاشق اینم که یک چنین آهنگ هایی گوش بدم... 


متن اصلی ترانه در وبلاگ افشین مقدم ترانه سرای همین آهنگ

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم بهمن 1388ساعت 1:39  توسط علیرضا  | 

چند روز پیش نامه ای از طرف مخابرات منطقه دریافت کردیم که در آن نوشته شده بود تلفن منزل ما در چند روز آینده به شماره دیگری تغییر خواهد کرد و شماره جدید را هم در نامه نوشته شده بود. مسئله این بود در شماره جدید  نه تنها پیش شماره بلکه شماره های دیگر نیز تغییر کرده بودند و شماره ما که شاید بیش از ده سال پیش دایر شده بود به شماره‌ی ناآشنا تبدیل شده بود. این نامه فقط برای ما ارسال شده بود و هیچکدام از همسایه ها چنین نامه ای دریافت نکرده بودند.
مادرم به مخابرات منطقه رفت بود و توضیح خواسته بود که آنها گفته بودند برای تعدادی از مشترکین این منطقه چنین نامه ای ارسال شده است و برای توضیحات بیشتر شماره مدیر بخش را داده بودند که با ایشان تماس بگیریم. من به مدیر مذکور زنگ زدم و به ایشان درباره نامه توضیح دادم و اینکه چرا بایستی این شماره تغییر کند و چرا بایستی شماره های دیگر آن  به غیر از پیش شماره تغییر کنند و به ایشان توضیح دادم که ما در زمان خرید این شماره مجبور شدیم از یکی از همکاران ایشان در همان منطقه این خط را گرانتر بخریم به خاطر شماره رند آن! اما نکته جالب این بود که ایشان شماره ما را پای تلفن گرفتند و از قرار در کامپیوتر زدند و سپس توضیح دادند که فقط شما نیستند و برخی دیگر از مشترکین نیز شماره اشان تغییر میکند من از ایشان خواستم که توضیح دهند چرا بایستی این شماره تغییر کند که ایشان به شکل واضحی ادعای نادرستی را مطرح کردند، ایشان مدعی شدند که خط ما PCM هست ( توضیح اینکه این گونه خط ها در واقع تقسیم گنجایش یک خط تلفن به چند خط هست که با افت کیفیت همراه است) و برای تغییر به خط معمولی چنین تغییری انجام می شود! از آنجایی که من شخصا با PCM آشنا بودم به ایشان گفتم که دلیلشان قانع کننده نیست و اصلا خط ما PCM نیست و ایشان گفتند که از کجا می دانید و باز تاکید کردم که این خط PCM نیست و ایشان دستپاچه پرسیدند که شما اطلاعات محرمانه ما را از کجا میدانید ( از نظر ایشان این اطلاعات محرمانه بود) به ایشان توضیح دادم که بنده با توجه به معلومات فنی و  البته بررسی خط با توجه به استفاده از اینترنت و ...  مطمئن هستم که خط PCM نیست و در ضمن PCM بودن یا نبودن اصولا اطلاعات محرمانه ای نیست و در ضمن برایم عجیب است که چرا فقط چند شماره در کل منطقه تغییر کرده است اگر چنین شیوه ای در این منطقه رایج بود احتمالا بایستی تلفن همسایه ها و همچین مشترکین متعددی در منطقه تغییر می کرد و نه مثلا 200 یا 300 شماره ادعا شده توسط ایشان در کل منطقه! مدیر مذکور که استدلالش نگرفته بود توضیح داد که به هر حال مجبور هستیم به دلایل فنی خط را تغییر دهیم و بعد من از ایشان پرسیدم که حق ما به عنوان مشترکی که سالهاست این شماره را گرفته ایم چیست؟ ایشان با لحن حق به جانب گفتند شما در زمان خرید خط امضا کرده اید که مخابرات حق دارد در هر زمان دلخوه تجهیزات را جا به جا کند و شماره هم جزو همین تجهیزات است! بنابراین ما این حق را داریم.  من نیز که مبهوت در منطق و بخصوص استدلالش در درباره نوع خط ،دلیل تغییر آن و حقوق مشترکین شده بودم از ایشان تشکر کردم!
+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم بهمن 1388ساعت 18:17  توسط علیرضا  | 

از کجا باید شروع کرد قصه‌ی عشقُ دوباره
                                                          تا همه بغضهای عالم سر عاشقی نباره

...

غربت آرزوهامون دل طاقتُ شیکونده
نگو تو شهر حقیقت واسه ما جایی نمونده 
نگو دیره واسه گفتن
سهمم از دنیا همینه
که تو تنهایی شبهام
کسی اشکامو نبینه

از کجا باید شروع کرد قصه‌ی عشقُ دوباره
                                                          تا همه بغضهای عالم سر عاشقی نباره

« عنوان پست و متن بخشی از شعر  آهنگ هوای تو با صدای محمد اصفهانی است »

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم بهمن 1388ساعت 16:13  توسط علیرضا  |