اکثر ایرانیها با داستان گلدکوئست و دیگر شبکه های هرمی آشنا هستند، هستند بسیاری که در ابتدا گاهی با تعصب شیوه فعالیت از این شبکه های هرمی دفاع می کردند و البته بسیاری از آنها پس از مدتی سرخورده و مال باخته از فعالیت در آن منصرف شدند. گلدکوئست و دیگر شبکه های هرمی اما در آموزه‌ها و تبلیغات بر مواردی اشاره می کردند که متاسفانه ریشه در بازار و اقتصاد امروز دارد و بد نیست حداقل برای تامل بیشتر نگاهی به آنها داشته باشیم.

1.خریدهایی که ما را پولدار میکنند
این سکه یا محصول را میخرید و مشخصاً مبلغی بالاتر از ارزش واقعی آن پرداخت می کنید(گاهی بدون اینکه حتی سکه را دریافت کنید) فقط  به این امید که وارد بازاری شوید که در آینده قرار است از آن پول بیشتری به دست بیاورید و جالب آنکه تا زمانی که چنین دیدگاهی در جامعه وجود داشته باشد درآمد بیشتر (بخصوص برای آنها که زودتر وارد این بازی شدند) نیز وجود خواهد داشت. دقیقا نمونه های مشابهی در دنیای امروز ما با ظاهری کاملا قانونی وجود دارد، تبلیغ فروش و واگذاری قطعات زمینی در اطراف تهران ، زمینهایی که اکنون ابداً جای خوبی برای سکونت نیستند و در واقع حتی شرایط اولیه را هم ندارند و شاید در برنامه های بلند مدت زمانی تاسیسات و شرایط لازم جهت ساخت و ساز در آن فراهم شود. مردم به چنین زمینی نیاز ندارند و در واقع اگر در آینده قیمت این زمینها افزایش نیابد هیچ کس تمایلی به خرید زمین ندارد اما به امید گران شدن زمین و آنچه که فروشنده آنرا سرمایه گذاری می خواند افراد پس انداز خود را صرف چنین خریدی میکنند و برای چیزی که نیاز کسی نیست بازاری به وجود می آید و  تا زمانی که تقاضا وجود دارد قیمت قطعات زمین افزایش می‌یابد. اگر از خریداران سوال کنید چرا چنین قیمتی برای این قطعه زمین که شاید تا سال قبل هم یک سوم این ارزش را نداشته پرداخت میکنید آنها صرفا یک انگیزه را بیان می کنند و آن «سرمایه گذاری» است! میل به اینکه با گران شدن زمینی که تا پیش از این کسی به آن نیازی نداشته و فروش آن پولدار شوند! توجه داشته باشید که این با خرید طلا جهت حفظ ارزش پول متفاوت است در واقع در اینجا مشتریان برای چیزی که براستی ارزش خاصی نداشته و صرفا  تبلیغ می شود که در آینده گران می شود پول پرداخت میکنند. ویژگی مهم اینگونه بازارها این است که تنها براساس تبلیغ و توهم پولدار شدن در آینده ایجاد می شوند و جالب آنکه هماند گلدکوئست بسیاری آنرا شیوه ای درست می دانند و البته همانند گلدکوئست تا زمانی که این توهم وجود دارد عده ای از این شیوه پول می سازند.

2.پرداخت پول بیشتر به خاطر محدود بودن!
احتمالا به خاطر دارید در زمانی که مشخص شد که میزان طلا سکه های گلدکوئست پایین تر از ارزش واقعی آن است پاسخ گلدکوئستی چه بود؟ این یک محصول کلکسیونی است!  در واقع اینکه تعداد تولید آن محصول محدود است را به عنوان ارزش به محصول اضافه می کردند. دنیای کنونی ما پر از تبلیغاتی است که شما را تهییج به خرید و پرداخت قیمت بیشتر میکنند چرا که تعداد محصول پایین است! شما نمونه های مشابهی را در تبلیغات بسیاری می بینید که معمولا با «فروش یا واگذاری تعداد محدود» شروع می شود.به زبان ساده و آنچه که گاهی در بساط دست فروشها یا میوه فروشان وانتی فریاد زده می شود  «بدو بدو تمام شد» شیوه ای برای بازاریابی و ایجاد نیاز به خرید در مشتریان احتمالی است! این مسئله به شکل جدی حتی توسط صنایع و شرکتهای بزرگ دنیا نیز استفاده می شود و مثلا یک شرکت خودروساز یک محصول خود را با تغییر اندکی با محصول پرفروش تر خود با قیمت چندین برابر می فروشد چرا که مثلا این این خودرو تنها سی دستگاه تولید می شود!

3.خودنمایی و منحصر بفرد بودن
شاید میل به خودنمایی یک نیاز واقعی باشد اما این میل الزاماً باعث خریدهای درست نمی شود. آیا مهم است که پلاک خودروی ما اعداد رندی داشته باشد؟ براستی چه نیازی به وجود اعداد رند در پلاک خودرو است؟ اما در برخی کشورهای خاورمیانه صدها هزار و گاهی چندین میلیون دلار برای به دست آوردن یک پلاک رند پرداخت می شود. صحبت از پرداخت پول برای یک کار هنری یا تکنولوژِی بالا نیست و حتی پلاک خودرو جز برای دوربینهای پلیس و  رانندگان خودروهای اطراف قابل رویت نیست اما احتمالا شروع یک رقابت بین چند پولدار برای نمایش میزان پول خود باعث بازاری برای خودنمایی شده است. در همه جای دنیا نمونه های مشابه دیده می شود و گاهی این قضیه به عنوان یک معیار نیز پذیرفته می شود. در ایران نیز هستند کسانی که بیش از 50 میلیون تومان برای خرید یک ساعت مچی می دهند صرفا برای اینکه ساعت مچی مورد اشاره نشانی از سطح درآمد و کسب و کار فرد و نقش مثبت در مذاکرات کاری داشته باشد. در ایران میلیونها تومان بابت یک شماره موبایل رند پرداخت می کنند در حالیکه میدانیم اکثراً شماره را صرفا یکبار در موبایل خود ثبت می کنند و اصولا رند بودن آنها تاثیری در برقراری تماس ندارند و حتی با پرداخت مبلغ بسیار پایین تر میتواند یک شماره ثابت  5 رقمی بگیرید که حفظ یا تماس با آن به مراتب از یک شماره رند موبایل هم راحتتر است اما حقیقت این است که صاحب شماره به دنبال برقراری آسان تماس نیست او میخواهد بگوید ببنید من صاحب یک شماره رند هستم و آنقدر پول دارم که بتوانم برای چنین شماره ای پول پرداخت کنم. شاید پرداخت میلیونها تومان برای یک ساعت مچی یا شماره موبایل رند  بخشی از کسب و کار باشد و برای مثال برای القاء اعتماد یا موفقیت در کسب و کار به مشتریان و شرکای کاری اما عمیق تر که بنگریم این بازاری است که براساس توهم و نیاز کاذب ساخته شده است. قاعدتا روشهای بهتری برای اعتماد سازی و اعلام موفقیت در کسب و کار وجود دارد و در ضمن اینگونه خریدها بیشتر جنبه شخصی دارند که نشان از قوت بیشتر خودنمایی و تمایل به منحصر بفرد بودن دارد.

+ نوشته شده در  شنبه هشتم آذر 1393ساعت 15:24  توسط علیرضا  | 

پارکهای اداری یا بیزینس پارکها ایده جدیدی نیست و در بسیاری از کشورها نمونه هایی از این پارکها وجود دارند. بطور خلاصه پارکهای اداری منطقه ای شامل مجتمع ها و ساختمانهایی با کاربرد اداری هستند. تهرانیها تجربه خوبی از شهرکهای مسکونی در نقاط مختلف شهر دارند. ساختمان سازی مدرن در کنار سکوت و آرامش این شهرکها را به مناطق ایده ال برای سکونت تبدیل کرده است بطوریکه قیمت آپارتمهای با ده یا بیست سال عمر گاهی با قیمت اپارتمان نوساز در خارج آن شهرک برابری میکند. اما تهران فاقد شهرک اداری است. بطور سنتی در تهران همانند بسیاری از شهرهای دنیا مناطق اداری در نقاط مرکزی شهر شکل گرفت اما با افزایش وسعت و جمعیت کم کم دفاتر و ساختمانهای اداری به همه جای منتقل شدند. شهید بهشتی،سهرودی،جردن و حتی فرشته مناطقی هستند که در دو سه دهه گذشته موج اداری شدن را تجربه کردند اگرچه به نظر میرسد این مسئله در کاهش ترافیک مناطق مرکزی شهر موثر است و همچنین کمک مختصری به تامین جای پارک خودرو میکند اما مشکلات زیادی برای ساکنین این مناطق ایجاد کرده است و همچنین برخی مناطق ظرفیت ترافیک ایجاد شده را ندارند.(ترافیک جردن و خیابان فرشته در پایان وقت اداری نمونه های بارزی هستند). شهرداری نیز گرچه گاهی سخت گیری هایی در این زمینه دارد اما بالواقع کمک خاصی نکرده است و برای مثال میتوان فقدان پارکینگهای عمومی مناسب در مناطقی همچون جردن ،میرداماد و بسیاری از مناطقی که در دو دهه اخیر اداری شدند  را دید.

پارکهای اداری راه حل بسیار خوبی برای کلان شهر تهران هستند و البته شکل گیری آنها بدون کمک شهرداری و دولت تقریبا غیر ممکن است. اختصاص زمینهایی در نقاط مختلف شهر ماننند پادگانهای تخلیه شده و یا خریداری بخشی از زمینهای شهری در طرحی خاص میتواند شروعی برای اینکار باشد. البته پارکهای اداری بایستی با ویژگی ها خاصی پیاده سازی شوند. مرتفع سازی به عنوان باید اصلی ،تامین پارکینهای طبقاتی، تامین محوطه برای وسائل نقلیه عمومی و البته فروش یا اجاره واحد با قیمتی رقابتی در برابر  دیگر مناطق شهری جز ویژگیهای توسعه چنین مناطقی هستند. هرچند در ابتدا تاسیس چنین شهرکهایی سخت و نیاز به سرمایه بالایی دارد اما پیامدهای مثبت این پارکها میتواند فرصتی برای کلان شهر از نفس افتاده باشد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مهر 1393ساعت 6:53  توسط علیرضا  | 

پیش بینی و تصور آینده کار مورد علاقه انسان است، کیفیت و شکل زندگی انسان در صد یا دویست سال آینده چگونه خواهد بود؟ مطمئناً فناوری نقش مهمی در کیفیت زندگی ما در آینده خواهد داشت و جالب آنکه با پیشرفت فناوری نگاه ما به آینده نیز متفاوت خواهد بود شاید قبل از پرواز برادران رایت کمتر فردی میتوانست کمیت و کیفیت سفرهای هوایی امروز بشر را تصور کند اما عجیب آنکه شکل و کیفیت زندگی امروز بشر با آنچه در کتابها یا فیلمهای علمی تخیلی چهل سال پیش به تصویر درآمده بود متفاوت است و برخلاف آنچه نویسندگان این آثار متصور بودند هنوز خبری از سفرهای بین سیاره ای انسان یا حضور پررنگ رباتهای  انسان نما در زندگی بشر نیست. آیا همانند آنچه در بسیاری آثار علمی و تخیلی نوشته یا نمایش داده شده است در آینده سفرهای بین سیاره ای بسیار رایج شده است و یا انسانهای زیادی در ایستگاههای فضایی و یا سیاره دیگری ساکن شده اند؟ آیا شهرها پر از ماشینهای پرنده شخصی و یا رباتهای هوشمند انسان نما خواهد بود؟ آیا بشر نسخه ای از هوش خود را به کامپیوتر منتقل کرده و به نوعی جاودان خواهد شد؟ پاسخ سوالهای بالا بخصوص زمانی که صحبت از آینده دور است چندان ساده نخواهد بود اما تجارت و حقایقی وجود دارند که میتواند به  ما در تصوری که از آینده داریم کمک کند. حقایقی که ریشه در سلایق انسانی، قوانین فیزیک و یا حتی بازار کار و سرمایه  دارد که در ادامه به آنها اشاره خواهد شد.

1.هزینه و نیاز به سرمایه گذاری کلان
در بسیاری از کتابها و فیلمهای علمی تخیلی انسان در ایستگاههای فضایی بزرگ و یا در سیارات دیگر ساکن است. شاید برادران رایت هم تصور نمی کردند پرواز آنها با نخستین هواپیما (1903 )ظرف چند دهه به پا گذاشتن انسان بر سطح کره ماه ختم شود (1969)و از این نظر میتوان آینده ای روشن برای سفرهای فضایی انسان متصور بود اما کافیست به این فکر کنید که از زمان سفر انسان به ماه شاهد چه تغییرات بنیادی بوده ایم؟ در واقع انسان(به عنوان مسافر) در این چهار دهه اخیر  بیش از آنچه که در سفر به ماه تجربه کرد از زمین فاصله نگرفته است. اما چرا؟ علاوه بر محدودیتهای علمی آنچه که بسیاری از پروژه های فضائی را محدود کرده است سرمایه گذاری و هزینه های بسیار زیاد است بطوریکه برای بسیاری از کشورهای دنیا تامین هزینه های آن به تنهایی یا مقدور نیست یا معقول نیست.  سفرهای فضائی بخصوص وقتی پای سفر انسان در میان است میلیونها و بلکه میلیاردها دلار هزینه دارد و به همین دلیل بلندپروازیهای انسان محدود شده است و البته قابل تصور است که با وجود پیشرفتهایی در آینده و ارزان تر شدن سفرهایی فضائی  همچنان هزینه بالای آن باعث شود که شاهد سفرهای فضایی یا بین سیاره ای مانند آنچه توسط نویسندگان آثار علمی تخیلی به تصور کشیده شده است (حداقل برای چند دهه آینده ) نباشیم .

2. دولتها
بخشی از فناوریهای امروز ما وابسته به تصمیمات دولتها دارند.ترسها، رقابتها و سیاستهای کشورهای مختلف در اهمیت دادن و سرمایه گذاری در فناوری های مختلف نقش مهمی داشته است.برای مثال تنها کافیست فکر کنید اگر آمریکا و شوروی در زمان جنگ سرد وارد رقابت فضایی نمی شدند و آمریکا نیازی به سرمایه گذاری کلان برای ارسال انسان به ماه برای حفظ برتری و غرور ملی خود نمی دید تصور امروز ما از سفرهای فضایی چقدر متفاوت بود و یا انرژی هسته ای اگرچه از لحاظ تئوری کشف شده بود اما به واقع به از درون رقابتهای نظامی بیرون آمد. امروز هم ترس دولتها از مسائل زیستی انرژی هسته ای و یا تمایل به کاهش مصرف و آلودگی خودروهای شخصی در صنعت موثر است.  تصور کیفیت زندگی و فناوری در آینده بدون پیش بینی نقشه سیاسی و موقعیت و قدرت کشورها چندان درست نخواهد بود.

3.انتخاب گزینه ارزانتر و ساده تر
شاید تولید خودروهایی که با فاصله کمی از زمین پرواز میکنند و یا جت پک ها (مانند آنچه در بسیاری از فیلمهای تخیلی دیده ایم) در آینده نزدیک امکان پذیر باشد اما قابل تصور است که هزینه سفر با یک خودروی چهارچرخ بسیار کمتر از سفر با وسیله ای است که بایستی انرژی زیادی را تنها صرف حفظ فاصله اش با زمین کند و البته پیچیدگیهای بیشتری نیز در حفظ امنیت و نظم وجود خواهد داشت.  بنابراین قابل تصور است که در آینده نیز همچنان شاهد رایج بودن محصولات و فناوریهای هستیم که شکل ساده تر و هزینه استفاده کمتری دارند.

4.سیاستها و نیازهای صنعتی و سلایق بازار
حقیقت تلخ محدود شدن بسیاری از فناوریها به لابراتورهای شرکتهای صنعتی یا صنایع نظامی است. در بسیاری موارد ما از لحاظ علمی و فناوری  بسیار جلوتر از محصولات صنعتی در دسترس هستیم اما عدم تمایل بازار یا صنایع و یا هزینه های حق امتیاز یا تولید باعث شده است که اکثر مردم از محصولاتی استفاده کنند که از نسخه بهبودیافته فناوریهای چند دهه قبل استفاده میکنند. کافیست به این فکر کنید که با وجود فناوری خودروهای بدون راننده بخش بزرگی از خودروهای ساخته شده در جهان همچنان از فناوریهای قدیمی استفاده میکنند و فناوریهای نوین تنها در محصولات گران قیمت و لوکس دیده می شوند.(همچنان بخش بزرگی از خودروهای تولیدی امروزی از فناوریهایی همچون کروز هوشمند، سیستم جلوگیری از تصادف یا خروج از خط، تشخیص سلامت راننده و...که سالهاست در دسترس هستند ) بی بهره هستند. به زبان ساده آنچه که امروز در لابراتورها بررسی می شود گاهی فاصله بسیار زیادی با مصرف کننده محصولات صنعتی دارد و گاهی شاید هرگز توسط اکثریت جامعه تجربه نشوند. شرکتهای بزرگ تمایل به کنار زدن رقبا و  تحمیل فناوریهای خود به عنوان فناوری برتر دارند از طرفی نیز گاهی فناوریهای رایگان و ارزانتر با وجود ضعف تکنیکی نسبت به رقبای خود کم کم بر بازار غالب شده و فناوری پیشرفته تر را به حاشیه می رانند. گاهی نیز تصمیم یک یا چند شرکت بزرگ برای حمایت یا کنار گذاشتن یک فناوری میتواند آینده را تغییر دهد. 

5.گلوگاه های فناوری
خودروهای الکتریکی سابقه چند ساله دارند اما هنوز هم با دید تردید به آنها نگاه می شود بغیر از دلایلی که در بالا نیز به آنها اشاره شد همچون سیاستهای شرکتها و بازیگران بزرگ بازار بخشی نیز به گلوگاه های فناوری بر می گردد که در این مورد بطور مشخص باطری است. اگرچه میتوان تصور کرد طول عمر و سرعت شارژ باطریها به تدریج  افزایش یابد اما همه منتظر یک تغییر بنیادی هستند. (فقط کافیست سرعت و توان پردازنده ها در بیست سال اخیر را با تحولات دنیای باطری قیاس کنید) و یا در بحث توان پردازشی کامپیوترها برخی دانشمندان معتقدند برای جهش در  توان پردازشی در آینده بایستی نسل جدیدی از پردازنده ها با فناوریهای متفاوت (مانند پردازنده های کوآنتومی) ارائه شوند و البته ممکن است این  راه حل در دهه آتی پیدا و به شکل مناسب پیاده سازی شود و یا سالها زمان ببرند. در بحث سفرهای بین سیاره ای و یا ماشینهای پرنده شخصی و... در واقع ما شاهد بن بست های فناوری هستیم که مشخص نیست آیا در آینده امکان دارند ابداعاتی برای حل آنها صورت گیرد یا خیر. بنابراین علی الحساب بخش بزرگی از محصولات یا فناوریهای فریبنده آثار علمی و تخیلی را حداقل براساس  شرایط امروز چندان واقع گرایانه نیستند.

6.سلایق انسانی
بگذارید با یک مثال ساده ادامه دهم، در این قرن شاهد پیشرفت بسیار زیادی در فناوریها بوده ایم  اما در کنار این پیشرفتها نگاهی به تکنیک و شیوه ساخت کفشها داشته باشیم در واقع اکثر کفشهای امروزی(کفشهای اداری و رسمی) تفاوت چندانی با نمونه های صد سال پیش خود ندارند و اگرچه فناوریهای خاصی در کفشهای ورزشی استفاده شده اند اما تنها بخش محدودی  (ورزشکاران حرفه ای ) از آخرین فناوریها استفاده میکنند. در واقع سلایق و نیاز انسانها به همین اندازه و شکل بسنده کرده است. چنین نگاهی در بسیاری از محصولات و مواد مصرفی انسان دیده می شود و میتوان متصور بود در آینده نیز در بسیاری موارد همچنان از محصولاتی استفاده شده که تفاوت چندانی با نمونه های سالهای قبل خود ندارند.

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مهر 1393ساعت 17:32  توسط علیرضا  | 

چند روز پیش اپل ساعت هوشمند خود را معرفی کرد، ایده ساعتهای هوشمند را البته اپل برای اولین بار معرفی نکرده است و در واقع چند سالی است که چنین ساعتهای توسط شرکتهای مختلف ارائه و تاکنون صدها هزار ساعت هوشمند فروخته شده است اما میتوان گفت ارائه این محصول توسط اپل شاید فصلی جدید برای شناخته شدن و رایج شدن استفاده از اینگونه محصولات باشد. اما آینده ساعتهای هوشمند چگونه خواهد بود؟ آیا در آینده همه ما یک ساعت هوشمند بر مچ دست خود بسته ایم؟ پاسخ کمی مبهم است.
ساعتهای هوشمندی که تاکنون ارائه شدند با وجود جذابیتهای فراوان مشخصاتی دارند که ممکن است در استفاده بلند مدت چندان خوشایند مصرف کننده نباشد. مهمترین نکته عمر باطری است که در کم مصرف ترین محصول این سالها حداکثر 7 روز است و عمر باطری اکثر ساعتهایی که دارای نمایشگرهای رنگی هستند معمولا بین یک تا سه روز است.
اما تصور آینده استفاده از ساعتهای هوشمند فقط محدود به مشکلات فعلی این محصولات نیست و در واقع نکته مهم کنار آمدن مردم با مفهوم (کانسپت) ساعتهای هوشمند است. برای درک این مسئله تنها کافیست به این فکر کنید که سالهاست ساعتهای دیجیتال با دقت بالا، مصرف و استهلاک کم و امکانات بیشتر (همچون ماشین حساب،فون بوک، دما سنج ،فشار سنج و...) ارائه شده اند ولی همچنان بسیاری از مردم ساعتهای عقربه ای به مچ خود می بندند و یا با اینکه امکان ساخت ساعتهای بسیار باریک و ظریف وجود دارد چند سالی است که بازار ساعت (بخصوص در نوع مردانه آن)  همچنان علاقمند به ساعتهای بزرگ است.
چند سال پیش ساعتهایی با امکان پخش موزیک به بازار عرضه شد، ساعتهایی که نیاز به حمل دستگاه جداگانه ای را که صرفا برای پخش موزیک استفاده می شد را برطرف می کردند اما جالب است که این ساعتها هرگز جدی گرفته نشدند و تقریبا در هیچ دوره ای حتی در بین علاقمندان سایتهای دیجیتال و پخش کنندگان موسیقی نیز رایج نشدند و اما محصول دیگری که شاید آینده روشن تری برای آن تصور می شد ساعتهایی همراه با امکانات موبایل بودند، ساعتهایی که جایگاه سیم کارت داشتند و امکان برقراری تماس موبایلی را داشتند و همانطور که در برخی فیلمهای عملی و تخیلی نیز در آن زمان دیده میشد به نظر میرسید در آینده موبایلها به مچ دست بسته می شوند  اما عجیب است که این موبایلهای کوچک نیز حتی بین گیک ها و علاقمندان فناوری نیز جدی گرفته نشدند. شاید بگویید که البته این محصولات بی اشکال هم نبودند ساعتهایی پخش کننده موزیک عمر باطری و فضای ذخیره سازی محدودی داشتند یا ساعتهایی با امکانات موبایل چندان ظریف نبوده و در ضمن تماس گرفتن با آنها نیز آسان نبود و البته حق با شماست اما جالب اینکه مدتهاست که از لحاظ تکنیکی امکان حل مشکلات سابق این محصولات وجود دارد اما بازهم نه بازار و نه تولید کنندگان رغبتی به آن نشان نمی دهند و این دقیقا آینده ای است که ممکن است در انتظار ساعتهای هوشمند کنونی باشد. این ساعتها عمر باطری محدودی دارند و برای استفاده از امکانات آنها بایستی موبایل نیز همراهتان باشد و البته همه امکانات الزاما مورد نیاز کاربران نیست. بطور مثال در روز چقدر نیاز به دانستن دمای هوای شهر داریم؟ یا وقتی موبایلتان همراهتان است چرا بایستی آب و هوا را از نمایشگر کوچک ساعت مچی چک کنیم؟
در کنار مسائلی که مطرح شد احتمالا چالش اصلی ساعتهای هوشمند به سلیقه و علایق مردم بر می گردد همان چیزی که باعث می شود مردم میلیونها تومان صرف خرید ساعتهای عقربه ای برندهای سوئیسی کنند.
ساعتهای هوشمند محصولی جذاب برای علاقمندان فناوری و بخش قابل توجهی از بازار محصولات دیجیتال در سالهای آینده خواهند بود اما به نظر نمی رسد حداقل در این دهه تهدید جدی برای ساعتهای کلاسیک باشند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم شهریور 1393ساعت 1:28  توسط علیرضا  | 

آیا دوران وبلاگ نویسی به پایان رسیده است؟ آیا با وجود شبکه های اجتماعی پرمخاطب و محبوب همچنان باید به شیوه سنتی وبلاگ نوشت؟ آیا نوشتن در فیس بوک یا توییتر بهتر از نوشتن در وبلاگ نیست؟... اینگونه سوالات نه تنها در بین کاربران حرفه ای و روزنامه نگاران بلکه اکنون برای کاربران عادی نیز مطرح است، اما بگذاریم در روزی که به نام روز وبلاگستان فارسی معروف است و تاریخ شروع فعالیت رسمی اولین وبلاگ فارسی است نگاهی کنیم به اینکه چرا هنوز هم وبلاگ نویسی گزینه خوبی برای حضور در اینترنت و تجربه نوشتن است.

1. حضور بهتر وبلاگها در موتورهای جستجوگر
با وجودی که هزاران کاربر در شبکه های اجتماعی مختلف می نویسند اما کافیست امروز نیز یک واژه را در گوگل یا هر جستجوگر دیگری جستجو کنید خواهید دید که همچنان بخش قابل توجهی از نتایج جستجو از وبلاگها هستند و دلیل آن ساده است دسترسی موتورهای جستجوگر به صفحات وبلاگها و نمایه سازی محتوای آنها بسیار ساده تر است و البته نکته مهم دیگر اهمیت و ارزشی است که موتورهای جستجو به آدرس هر وبلاگ میدهند.  در شبکه های اجتماعی مواردی چون تنظیمات حریم خصوصی و دسترسی به نوشته ها توسط کاربران، سیاستهای کاری یک شبکه اجتماعی ، ارتباط یک شبکه اجتماعی با موتور جستجوگر و ... باعث می شود که بخش قابل توجهی یا توسط موتورهای جستجوگر دیده نشوند و یا موقعیت مناسبی در نتایج جستجوگرها نداشته باشند.

2.نوشته های شما بیشتر خوانده می شوند
حقیقت آن است که بخش قابل توجهی از محتوای تولیدی کاربران در شبکه های اجتماعی در این سایتها دفن می شوند! اگرچه در موارد متعدد یک نوشته یا خبر خاص که توسط کاربری نوشته شده است به دفعات به اشتراک گذاشته شده است اما این تنها بخش کوچکی از محتوای تولیدی کاربران است. بخش بزرگی از محتوای تولیدی تنها توسط دوستان نویسنده و حاضر در آن شبکه اجتماعی دیده می شوند و از آنجا که تنها مطالب جدیدتر (نوشته شده یا به اشتراک گذاشته شده) در صفحات دوستان نویسنده دیده می شوند و معمولا شیوه دسترسی آسانی نیز به آرشیو مطالب در اکثر شبکه های اجتماعی پیش بینی نشده است،بخشی از نوشته ها حتی توسط دوستان نویسنده هم خوانده نمی شوند. از طرفی اکثر پلتفرمهای وبلاگ نویسی امکانات متعددی برای دسترسی به آرشیو و مطالب قدیمی تر وبلاگها فراهم میکنند و بطور مثال دسترسی به نوشته های چند سال قبل نویسنده در وبلاگش بسیار ساده تر و محتملتر از مشاهده مطالب قدیمی کاربری (فقط آنقدر قدیمی که در دیوار یا صفحه نخست پروفایل کاربر دیده نشود) در شبکه های اجتماعی است.

3.نوشتن در وبلاگ میتواند متفاوت باشد
حضور در دایره دوستان مزایایی دارد، اینکه میتواند بیشتر از مسائل خصوصی خود بنویسید یا با محافظه کاری کمتری در مورد مسائل اجتماعی یا سیاسی اظهار نظر کنید و از این نظر میتوان گفت نوشته های کاربران در شبکه های اجتماعی بیشتر خودمانی است اما همین مشخصه بر نحوه، هدف و شکل مطالب نویسنده تاثیر می گذارد. اکثر کاربران در شبکه های اجتماعی متمایل به خصوصی نویسی می شوند و از طرفی هم تمایل به نوشتن مطالب طولانی و جدی در شبکه های اجتماعی کمتر است. نگاه به مخاطب در نویسنده وبلاگ با کاربر شبکه اجتماعی متفاوت است اکثر افراد حاضر در شبکه های اجتماعی دوستان خود را مخاطب نوشته هایشان می دانند اما در وبلاگها مخاطب میتواند هر کسی باشد و در موارد متعدد مطالبی را در وبلاگها میخوانیم که نویسنده حتی گوشه چشمی به مسئول دولتی دارد که ممکن است خواننده احتمالی مطلبش باشد.

4. وبلاگها محتوا محور و شبکه های اجتماعی فرد محور هستند
نگاهی به تعداد دوستان یا دنبال کنندگان (فالور) کاربران مختلف در شبکه های اجتماعی داشته باشید حقیقتی که بسیار واضح است این است که تعداد دوستان کاربران شبکه های اجتماعی وابستگی زیادی به شهرت، جنسیت و تصاویر منتشر شده از فرد در پروفایلش دارد و اینگونه است که یک بازیگر یا فرد معروف پس از حضور در شبکه های اجتماعی بدون آنکه حتی مطلب خاصی نیز نوشته باشد یک شبه هزاران دوست یا دنبال کننده دارد اما در مورد وبلاگها قضیه متفاوت است، خواندن و دنبال کردن دائمی وبلاگها رابطه مستقیمی با محتوا و بروز بودن وبلاگ دارد و در واقع بیش از هر چیز انتظار کاربران از مشاهده وبلاگ خواندن محتوای آن است. بنابراین برای آنها که میخواهند به خاطر محتوا و نوشته هایشان مخاطب داشته باشند وبلاگها جای بهتری هستند.

5.وبلاگها میزبان بهتری برای محتوا
اکثر شبکه های اجتماعی محتوا را در یک قالب خاص و یکسال نمایش میدهند و حتی انتظار کاربران این شبکه های اجتماعی نیز چنین است و شاید کمتر کسی باشد که انتظار داشته باشد که با رفتن به پروفایل یا صفحه هر کدام از دوستان یا کاربران آن شبکه اجتماعی ناگهان شکل و رنگ کل صفحه متفاوت شود. از طرفی شبکه های اجتماعی از لحاظ فنی مجبور به محدودیتهایی در امکانات شکل دهی محتوا هستند و بطور واضح امکاناتی که برای شکل دهی و رنگ بندی محتوا در شبکه های اجتماعی وجود دارد کمتر از پلتفرم های وبلاگ نویسی است. (برای مثال بسیاری از شبکه های اجتماعی امکان تغییر نام یا سایز فونت نوشته ها را نمیدهند و یا محدودیتهای در شکل نمایش لینکها،جدولها و.. دارند) استفاده از ویرایشگر قدرتمند تر در سرویسهای وبلاگ سنتی و همینطور امکاناتی که در انتخاب و تغییر قالب صفحه وجود دارد همچنان از مزیتهای است که وبلاگ نویسان در برابر کاربران شبکه های اجتماعی از آن بهره می برند.

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم شهریور 1393ساعت 7:45  توسط علیرضا  | 

تو که باشی همه دنیا برام زیباترین میشه

                                        همونجایی که تو باشی، همونجا بهترین میشه

...

تمومِ دلخوشیم اینه که تو دنیات بمونم

                                        تو میدونی که جونِ تو شده بسته به جونم

کنارِ تو پر از آرامشم، حالم عجیبه

                                        تو وقتی آشنا باشی همه دنیا غریبه

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم تیر 1393ساعت 10:52  توسط علیرضا  | 

اطلاعات آی پی (IP Address) و اینکه برای کدام کشور یا شهر است اطلاعات محرمانه ای نیست و هزاران سایت و سرویس وجود دارند که اطلاعات مرتبط با یک آی پی را نشان میدهند و سرویسهایی هستند که  فهرست (محدوده) آی پی های یک کشور یا حتی یک شهر را برای دانلود و استفاده ارائه میدهند. محدوده آی پی های ایران نیز کم و بیش مشخص است و تهیه آن کار چندان سختی نیست اما وقتی پای تفکیک آی پی ها براساس شهر و استان میرسد اطلاعات موجود ناقص و گاهی اشتباه است. دلیل این مشکل نیز این است که مثلا یک شرکت سرویس دهنده اینترنت که شعب مختلفی در سراسر کشور دارد بخشی از محدوده آی پی خود را که به نام یک شهر (مثلا تهران) ثبت کرده به شهر دیگری (مثلا مشهد) اختصاص میدهد، همچنین برخی از اپراتورهای موبایل و سرویسهای اینترنت بی سیم نیز چندان توجهی به ثبت محدوده آی پی هر شهر یا استان ندارند. نتیجه چنین روندی وجود اطلاعات اشتباه در نهادهای اصلی اختصاص دهنده آی پی و ارائه کننده اطلاعات (مانند RIPE ) است.
در اختیار داشتن محدوده آی پی به تفکیک استان یا شهر برای بسیاری از سایتها و سرویسهای اینترنتی و کاربران آنها میتواند مفید باشد. بطور مثال یک سایت میتواند با دقت بیشتری آمار کاربران و بازدیدکنندگان خود در استانها مختلف را ثبت کند یا تبلیغات سایتها به تفکیک شهر یا استانها ارائه شود و یا در یک شبکه اجتماعی یا هر سرویس دیگری به کاربر  اطلاعات اختصاصی براساس شهر یا استان محل اقامتش نشان داده شود.
در ایران از مدتی قبل نهادهایی از شرکتهای سرویس دهنده اینترنت و شرکتهای میزبانی خواسته اند که محدوده آی پی های خود را در یک سایت اختصاصی(سایت متما یا مرکز مدیریت توسعه ملی اینترنت) ثبت کنند و طبیعتا میتوان انتظار داشت که نهادهای دولتی مرتبط در حال حاضر اطلاعات دقیقی ار محدوده آی پی های کشور (به تفکیک شهر و سرویس دهنده و..) دارند اما این اطلاعات هرگز و در هیچ سطحی در اختیار کاربران و توسعه دهندگان سایتها قرار نگرفته است. با توجه به ماهیت عمومی اطلاعات اشاره شده مناسب است که مرکز مدیریت توسعه ملی اینترنت اطلاعات و محدوده آی پی های کشور را تفکیک مناطق جغرافیایی (و حتی مواردی مثل آی پی های دانشگاهها و..) در اختیار عموم قرار دهد، مطمئناً چنین اطلاعاتی کمک قابل توجهی به توسعه ملی اینترنت خواهد کرد.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1393ساعت 16:33  توسط علیرضا  | 

مطالب قدیمی‌تر